تبليغاتX
داستان كوتاه
داستان كوتاه
Home Email Archive
یک زیر، يك رو

يكي زير

يكي رو

چند رج؟

بيست و يك

چند رج ؟

بيست و دو

من از گيس هاي بافته بي زارم

كلاف را به گربه مي سپارم

و انگشتان ام را

به گيتار كه نه

به دست دل ام

تا برآيد

آن چه بايد

كمي دورتر از

چشم هاي مادرم.

از مجموعه شعر : آغوش من كوه مي زايد

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 23:9 توسط ل.عابدی |