بازگشت مجدد به وبلاگ نویسی
از پارسال تاکنون توانسته ام داستان های دهه هشتاد را در قالب کتابی به نام " از روزگار رفته " و مجموعه پژوهش ها در حوزه فلسفه و روح شناسی را در قالب کتاب "جهان های بی انتها: از ذهن تا کیهان " انتشار دهم که به زودی برای علاقه مندان در دسترس خواهد بود.
کتاب : "جهان های بی انتها از ذهن تا کیهان"
مجموعه داستان : " از روزگار رفته "
لینک کانال تلگرام نویسنده:
@ComputerResearch
چکیده کتاب جهان های بی انتها از ذهن تا کیهان
در گذشتههای بسیار دور، گفتگو از حقایق روح فقط مبتنی بر مطالبی بود که بدون اتکا به دلایل علمی گفته میشد؛ ولی در عصر جدید پایه روح شناسی روی روشهای نوینی بنا نهاده شده که مربوط به بحث آزاد میباشد.درک این حقیقت که انسان روح است نه جسد امروز به شکل یک واقعیت علمی و با دلایل تجربی ثابت شده است.نویسنده برای اثبات زندگی پس از مرگ از فلسفه و متافیزیک و روش های روانشناسی و فراروانشناسی کارل گوستاو یونگ و سایر روانشناسان استفاده نموده است.همچنین برای سنجش نتایج ارائه شده از قوانین فیزیک نیوتن و نظریه نسبیت انیشتین و مقالات مجله هوا و فضا و UFO استفاده نموده است. هدف از تالیف این کتاب آشنایی انسان با زندگی پس از مرگ و ارتباط علوم انسانی با قوانین فیزیک و نجوم می باشد.
متن یکی از داستان های کتاب از روزگار رفته
و من هر چه گفته بودم خواب نيست. چشمهايم باز بود .ماشينها را می ديدم . اما اين حرف ها به خرج هيچ كس نمیرفت . اما هيچ كس كه باور نكند خودم میدانم خواب نبود . حالا هم خواب نيست . اينها واقعيت دارند. شايد از يك دنيای ديگرند و شايد ....، چرا فقط من میبينم ؟ يعنی چشم هايم خيلی حساس شده ؟ چرا از ميان آن همه آدم و ماشينهايی كه از توی خيابان رد میشدند تنها چشمهای من بود كه متعجب آن صحنه را مینگريست؟ توی پياده رو ايستاده بودم . شب بود . منتظر اتوبوس به ديوار تكيه داده بودم و سنگفرش پياده رو را نگاه می كردم.نمی دانم در پس كدام خم بود. من سر پيچ ايستاده بودم . سايهايی ، شبحی نمی دانم چه بود. خاكستری يا سياه، ميان تاريكی شب تنها سايهاش را می ديدم كه روی سنگفرش خيابان افتاده بود . سر شبح بالا بود.آسمان را نگاه می كرد و سايهی روی سنگفرش سيب را گاز می زد ...